سديد الدين محمد عوفى
607
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
براى زادن نور سعادت « 1 » * شب آبستن بود مانند داهى خورم سوگند اگر دارد به عالم * چنين دستور هرگز هيچ شاهى ملكفر « 2 » ، شه « 3 » نشانى ، خصم بندى * سليمانهمت ، آصف پايگاهى هميشه تا شود از سرفرازى * بهر گاهى مزين تخت « 4 » و گاهى مبادا مسند اقبال خالى * ز ذات بىنظيرش هيچ گاهى « 5 » حسودش گر « 6 » چو نقره زخم خوارست * گدازان باد همچون زر به كاهى
--> ( 1 ) - مج : سعودش ( 2 ) - مپ 2 : خور ، مج - فر ( 3 ) - مج : فرشته ( 4 ) - مج : بحر ( 5 ) - نسخهء مج اين بيت را ندارد ( 6 ) - مج : كو